روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
392
شرح شطحيات ( فارسى )
« اللّه إله و لا معه غير اللّه اللّه هو اللّه . » از حرف اشكال بيرون اى ، كه « هو اللّه » . از دهور و ازمنه و مكان و جهات و جبال و خلا و ملا سرّ توحيد مقدّس دان ، تا بىچونى خداى را به خدائى ببينى . پس آنگه بدانى اين مرغ شكر خوار مشاهده و سكر سراى مكاشفه در منقار قربت چه دارد . اگر نه گواى من من بودمى ، در جهان كه گواى من بودى ؟ « الشاهد يرى ما لا يرى الغائب . » 236 فصل ( فى الشطحيّة 12 للحلّاج ) ( 710 ) حسين در شطح گويد كه « همه در عوالم « 10 » نگاه كردند ، و اثبات كردند . من در خود نگرستم ، و از خود بيرون رفتم ، و باز خود نيامدم . » ( 711 ) قال : يعنى من و خلق مبتلا بوديم به خدمت . ايشان در كون بماندند ، من از كون و نفس بيرون رفتم ، و باز آن هر دو نگشتم « 15 » ، يعنى من مشتغل بودم به رؤيت حقّ . رؤيتش مرا بربود از خود ، چنانچه مسلك رجوع با خود نديدم . اين يك قطرهاى است از بحر « ما زاغَ الْبَصَرُ . » « 17 » مگر تو رفتن از خود و كون ، آن مىدانى كه مرقعپوش ازل پيش چشم تو به صورت همچنين « 18 » برخيزد با گوشت و پوست ، و از جائى به جائى شود . اين طمطراق ابلهان باشد . ندانى
--> ( 10 ) عوالم hM : عوامل SM العوالم A ( 15 ) نگشتم : بگشتم S لا أعود اليهما A ( 17 ) ما زاغَ الْبَصَرُ : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 17 ( 18 ) همچنين S : و همچنين M